تبليغاتX
.: پرواز تا ناکجا آبادها :.

اندازه سن و سالش نمی‌نویسد اما بعید می‌دانم رییس جمهور نشود. (علیرضا بندری)

من كی ام؟
صدرا امانی ام!
چند روز پس از ‏پذیرش قطعنـــامه در آخـرین ســـــال دفـــاع ‏مقدس به دنیــــا ‏آمدم.
اعنی 26 تیرماه 67.‏
به همین دلیل در خـانواده ‏معروف به فرزند صلحم!
هر ‏چند همیشه در حال جنگم!‏
[]
دبیرستـان رشته علوم و ‏معــارف اسلــــامی خواندم.
‏الــان هم دانشجوی علوم ‏حدیث هستم. هر دو انتخابم ‏را لطف او می دانم.‏
[]
نوشتن را دوست دارم. ‏
بهترین وسیله است برای نمایش ‏درونم. ‏
[]
همين.
از قول ديگران
همه شان را دوست دارم

آمریكا دروغ می گوید و «چرا» جمهوری اسلامی هم؟!‏

| دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 |

امروز وقتی یادداشت جدیدی كه آقای زائری در وبلاگ اش گذاشته بود را خواندم تعجب كردم. خیلی هم تعجب كردم. اصلا بهت زده شدم. نه چون این یادداشت هم مثل بقیه ی مواضع و اعتقادات ایشان رنگ و بویی از صداقت دارد و از آن جور حرف هاست كه كسی جرات گفتن شان را ندارد و به قول ترسوها! حركت روی خط قرمز است و یا اگر هم كسی پیدا شود كه از اینجور حرفها بزند مجبور می شود دو روز بعدترش معذرت خواهی و غلط كردم و سوءتعبیر شده و به خدا منظورم چیز دیگری بوده و هزار و یك ترفند برای فرار از حرفی كه گفته است را در پی بگیرد.

من تعجب كردم و بهت زده شدم و شاید بیش تر از آن ترسیدم! از این اتفاق فاجعه باری كه آقای زائری درباره اش صحبت كرده است. متاسفانه همان است كه فكر می كنید. دروغ. نه دروغی كه مردم كوچه و بازار به هم میگویند و خیلی اوقات طعنه به شوخی و خنده می زند و اسمش هم می شود خالی بندی. سخن از دروغ ها و لاپوشانی هایی است كه مسئولین به مردم میگویند.

«همه مردم در کوچه و بازار و اس ام اس موبایل و توی مترو و تاکسی از افتضاح فلان  فرمانده نیروی انتظامی حرف می زنند و ... و آن وقت منابع رسمی  نظام جمهوری اسلامی یک روز تکذیب می کنند و یک روز می گویند در دست بررسی است و گاهی هم اصلا به روی خودشان نمی آورند و ... انگار نه انگار که مردم همه کاره اند و به اعتبار اجازه آنان شما چند روزی مسئولیت دارید و بدتر اینکه گاهی این برخوردهای خبری چنان توهین آمیز می شود که انگار مردم ایران مشتی حیوانند و هیچ نمی فهمند و...»

وقتی بحث از گناه و معصیت می شود خیلی ها به نگاه یك عمل مثل بقیه عمل های نادرست دیگر به آن نگاه می كنند ولی در متون روایی برای چیزی چون غیبت، دین مصداق سازی می كند و می گوید همانند خوردن گوشت برادر دینی ات است و این برای آن است كه حالیمان كند كه خیلی موضوع را كوچك نینگاریم و خودمان را با انجام چیزهایی كه به خیالمان كوچك است بدبخت نكنیم!

ولی متاسفانه این چیزی كه امروز در جامعه و به خصوص در فضای رسانه ای و به خصوص تر در جایی مثل رسانه ملی می بینیم چندین فرسخ با آن چیزی كه دین می گوید و ما را به رعایت آن توصیه می كند فاصله دارد.

«در آمریکا اگر یک سناتور دزدی کند اگر یک کشیش به کودکان تجاوز نماید اگر حتی رئیس جمهور با کارمند ش بخوابد و... اعتبار و مشروعیت کل نظام شان را برای نجات یک سناتور هزینه نمی کنند واز جیب آبرو و حیثیت کیان آمریکا به ماله کشی و رفع و رجوع خطای او نمی پردازند اما در ایران اگر یک عضو شورای نگهبان یا یک نماینده مجلس خبرگان یا حتی یک فرمانده جزء نیروی انتظامی خطایی کند همه حیثیت کشور و اعتبار نظام و آبروی رهبر وبدتر و بالاتر از همه اعتقادات دینی مردم برای نجات احتمالی سردار فلان و حجت الاسلام بهمان هزینه می شود!»

تازه با همین دروغ گفتن ها و به بهانه آبروی نظام! – تنها توهم نه چیز دیگر! –  و حقایق را به مردم نگفتن باعث این می شویم كه كارهای درست دیگرانی كه زحمت می كشند دیده نشود و اتفاقات بزرگی مثل دستیابی به انرژی هسته ای یا ساختن داروی فلان بیماری و یا مقام فلان در منطقه در رشته بیوتكنولوژی و یك عالمه كار دیگر را كسی باورشان نكند! فقط با همین دروغ!

با دروغ های ریز و درشت اطمینان و اعتماد مردم را از خودمان برمی گردانیم كه حتی كارهایی كه غرب و خود آمریكا معترف به آن می شوند را مردم خودمان به مسخره می گیرند.

آن می شود كه وقتی در اتوبوس هستی تنها فحش و فضیحت است كه به بالا و پایین مملكت گفته می شود و در تاكسی هم تا راننده پیچ رادیو را روشن نكرده و چیزی نشنیده شروع می كند به دری وری گفتن و ... !

به قول یكی از نویسندگان معروف هر وقت حرف از غرب و آمریكا می شود همه موضع می گیرند كه نباید با استكبار جهانی ارتباط داشت و اصلا ما را چه به این یانكی های بی سرو پا و ... ولی بیاییم خیلی چیزهای خوب و درستی كه آنجا هست و در این مملكت گل و بلبل پیدا نمی شود را بگیریم و استفاده كنیم!

 

خلاصه این قصه سر دراز دارد. به قول آقای زائری وقتی مسئولان حواسشان به جای دیگری پرت می شود این می شود كه نخ از دست شان در می رود و ...

 

پی نوشت:

 

1-       این اولین مطلب من در سال جدید است. به خاطر دیر به روز كردن و این جور تند شروع كردن معذرت خواهی میكنم. ببخشید. راستی سال نوتان مبارك!

2-      باید متوجه شده باشید كه متن سبز رنگ را از یادداشت وبلاگ «نمایندگی مجاز» آقای زائری برداشته ام. آن جاهایی كه احساس كردم حرف مرا می زند را از ایشان وام گرفتم! آقای زائری از شما هم معذرت خواهی می كنم اگر احيانا چیزی را اشتباهی فهمیدم و به شما نسبت داده ام!

3-       حالا كه باب معذرت خواهی باز است بگذارید از دوستانی كه سال قبل بهشان قول كارهایی را دادم و فراموش كردم انجامشان بدهم هم معذرت خواهی كنم. بالاخص آقای داداشی عزیز.

4-       این حرف هایی كه بالا نوشتم خیلی ناقص است و ممكن است سوءتعبیرهایی را ایجاد كند. از این بابت هم عذر می خواهم. شرمنده!

نوشته [صدرا امانی] در موضوع [ .: مقالات و یادداشت ها :. ]
سلام عليكم
موضوعات
قبلا چی گفتم؟
امکانات

Copyright © 2007 All Rights Reserved by sadraamani.Blogfa.ir